سيد علي اكبر قرشي
19
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
بسم اللّه و له الحمد حرف الالف ابد : ظرف زمان است به معنى هميشه و دائما ، مانند « اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه و طاعته فانّها النجاة غدا و المنجاة ابدا » خ 161 ، 230 يعنى تقوى سبب نجات هميشگى است . و نيز وصف آيد به معنى دائم و بى پايان چنان كه دربارهء خدا فرموده : « انت الابد فلا امد لك و انت المنتهى فلا محيص عنك » ط 109 ، 158 : خدايا تو جاودانى تو را مدتى و پايانى نيست و تو آخرى ، راه فرارى از تو نيست ، فرار از تو ، فرار كردن به سوى توست و نظير : « حين ظعنوا فيها لفراق الابد » خ 111 ، 166 تا از دنيا كوچ كردند براى جدائى دائم . اين كلمه مجموعا بيست و دو بار در نهج البلاغه به كار رفته ، دو بار با الف و لام ، شانزده بار بدون الف و لام ، و نيز به صورت « ابديّة » و « مؤبّد » مانند « الطمع رّق مؤبّد » حكمت 180 ، 501 يعنى طمع ، بندگى هميشگى است . امام صلوات اللّه عليه دربارهء خلقت كائنات فرموده : « لم يخلق الاشياء من اصول ازليّة و لا من اوائل أبدية بل خلق ما خلق فاقام حدهّ و صوّر ما صوّر فاحسن صورته » خ 163 ، 233 يعنى : كائنات را از اصول و موادّ بى اوّل و از موادّ ابدى ( بى